صدای شعر امروز

شعر را در وادیش هرگز سراغی نیست.راه راه عشق و ایمان است. فدا بودن، فنا گشتن. فنا بودن، فدا گشتن

سخنی چند در باب این وبلاگ:


اینک اینجا؛ در این سرزمین سرار عشق و هستی و نیستی!!! اشوبناک با روحی مغموم و عمیقا رنجور برای .... تاریخ تمدن، برای تمام زندگان که رنگ مردگی دارند، برای تمام عاشقان از والاترین انان تا حقیرترینشان، برای صداهای یک اکورد خروشان برای فریاد ان مردان جاویدبه   پاس محبت؛ ان دیرین شعار مسیحاگون در حقارت، فرزان فرزانگان، اینجا سخن از شعر است، مخلوق شاعر، ناب ترین کلمات، زیباترین جملات، اینجا سخن از شعر است...رستاخیز کلمه.



ازهستی می برند، به جهان یکتنه می تازند، هستی از نامردمان می ستانند و خود هستی می بازند تا جهانی بسازند؛ به رنگ سبز به رنگ سفید، به رنگ سپیدار سحر، به رنگ دانه های برف، به رنگ فریاد بی امان گلوله های الوده به بغضی کهنسال، به رنگ ان نقاش بزرگ فرانسوی گوگن. اینان سنت کلمه می شکنند.


ای کاش می توانستیم تمام وجود خود را یکسره چون شمعی سوزان در پای معشوق فرو بریزیم تا جهانی بداند که عشق کدام است و معشوق کدام است؟ ای کاش انچه بر دل بود بر لب داشتیم.!!!




وبه قولی:

شعر را در وادیش هرگز سراغی نیست، که راهی نیست.

راه راه عشق و ایمان است، 

فدا بودن، فنا گشتن

فنا بودن، فدا گشتن 




فکر کنم فهمیدید در مورد چی می خوام وبلاگمو راه اندازی کنم؟؟!!! اگر که نه..به زودی متوجه می شید. 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٥ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط صبا ن نظرات () |


Design By : Night Skin